همیشه فکر میکردم حکومتها و دولتها چگونه میتوانند استبداد خویش را به رنگ امروزی در آورند.استبداد به روزی زورگویی و ظلم و جور علنی بود و ظاهری مسلم داشت.از ظاهر حکومت میشد فهمید که مستبد است و یا مردم سالار ، دیکتاتوری هم  همگام با تغییرات جهان ماهیتا تغییر پیدا نمود.احزاب عملا فقط برای منافع گردانندگان آن تشکیل یافتند و دهقانان و کارگران و فقرا وسیله ای گشتند برای حکمرانی به روش جدید ؛ در جمهوری اسلامی علیرغم اینکه امام راحل و مقام معظم رهبری توصیه می نمودند دانشجویان و دیگر اقشار ملت شم سیاسی داشته باشند دولتمردان از این مهم عدول نموده و از زمان دولت هاشمی دغدغه ملت عوض گردید ؛ طوریکه ارزش از آن زمان ببعد مادیگرایی و دنیا طلبی بود و وسیله رسیدن امرا و ثروتمندان به مواهب دنیوی فقرا و روستائیان ؛ شما وقتی انتخابات مجلس و شورا را در شهرستانها میبینید ملاحظه میکنید که مشارکت بالای بعضا 90 و حتی 100درصدی نشان از حقایقی فوق می نماید.شعور رنگ شعار گرفته و حقانیت رنگ باخته ؛ دغدغه اصلی مردم پول و برخورداری بیشتر و دولتی ها با مردم روراست نبوده و رفاه طلبی را ترویج میدهند تا در انتخابات اهرمی گردد در دست ایادی شان ؛ و در این میان متفکران جایگاهی میان مردم ندارند چون سرنوشت میهن را مال اندوزی و شعار برای نان معین میکند. و در این هنگام است که محرومان و مستضعفان در ماورای اشرافی گری رشد میکند و گلفروشی و گدایی روز بروز رونق می یابد.