ازسال 69 که وارد دانشگاه شدم با اسم مستعار سید می نوشتم و نوشته هایم در بولتن آزاد انجمن اسلامی دانشگاه در معرض دید دانشجویان قرار می گرفت در آن سالها سرفصل تاریخ را به یاد امام نگاشتم که در پی می آید و یاد حال و هوای صاحب قلم در آن سالها میباشد.

 

سیدی آمد خلاصه تاریخ اسلام علمی برداشت بانتهای فلق برقی بود جهید و وقتی رفت در کوچه پس کوچه های حلبی آبادها تمامش کردند قامتی به بلندای تاریخ محفلی از پاکان ساختند تا پاک و بی آلایش بنشینند و فدا شدن را معنی نمایند اما وقتی مجلس به پایان رسید هر یک از گذشته درخشان خویش سر به زیر بودند گویا همگی بخوبی یافته بودند که فدا شدن دیگرآرمان ملتی نیست که میخواهد باز سازی نماید.

 

سید برقی بود بر تلافی عصیانها مژده ای بر هلاکت شیاطین

او مردی بود در کشاکش تاریخ

فرزندی از تبار هابیلیان خشونتی بر قابیل خون آشام

 

طنین صدایش زمستانی را برد و باران بهارش درختانی را سبز پوش کرد

 

بر آنیم که برای خویش دنیایی بسازیم به عظمت ستارگان رفیع آن دنیایی که خار گل در آن همانند گل لطیف و عزیز است برآنیم عشق را چنان در تاج گل بپرورانیم تا ریزش گل بوته های پائیزی را هدیه جانهای افسرده و پرتلاطم همدیگر نمائیم.