الکسیس دو توکویل (1805- 1859)، متفکر و جامعه شناس برجسته فرانسوی و از جمله بنیان گذاران مکتب لیبرالیسم است، برخی اورا همسنگ و بالاتر از کارل مارکس، بنیان گذار مکتب مارکسیسم می دانند ( دوتوکویل 15 سال از مارس بزرگ تر بوده و هم عصر مارکس محسوب می شود. ) و معتقدند که او در زمانه اوج چپ گرایی جهان، به نیکی از راست گرایی بدور از هرگونه تمایل به تحجر و فاشیسمی، دفاع کرده است، او از جمله روشنفکران برجسته راست گرای 200 سال اخیر تاریخ جهان است و 13 روز دیگری یعنی 16 آوریل، 149 سال از مرگ او می گذرد؛ اگرچه اورا به دلیل ساختار شکن بودن افکارش در زمینه هایی همچمون طرح سازگاری دین یا سیاست در برابر سکولاریسم، طرح رد پیامبری روشنفکران در دفاع از حریت و … بسیاری مورد بی مهری قرار داده اند و او همچنان متفکری گم نام شناخته می شود. اما با توجه به افوال دوران چپ گرایی و سوسیالیسم و قدرت گیری راست گرایان در دنیا و ظهور راست مدرن در قرن حاضر، این راست های مدرن و جوان اند که به بازخوانی آثار او و دیگر بزرگان راستگرای تاریخ معاصر آورده اند و سعی در بازشناخت آثار اورا دارند، بی شک میتوان گفت که دو توکویل پتانسیل آن را دارد که کارل مارکس راست های مدرن در همه جای دنیا از جمله کشور خودمان، ایران شود.

الکسیس دو توکویل Alexis de Tocqueville

نوشتار حاضر ترجمه بخش دوم، فصل دوم کتاب « دموکراسی در آمریکا » است که در مورد احزاب و چگونگی شکل گیری آها نوشته شده است و به هدف آشنایی با اندیشه های این متفکر برجسته در وبلاگ نگاه نو بازنشر می شود، امیدوارم که راست های مدرن ایران اعم از اصولگرا و اصلاح طلب بتوانند با مطالعه آثار این متفکر برجسته به تعریف درستی از راست گرایی برسند و راست مدرن کشور را در یک شالکه اصولی تئوریک بنا کنند.

احزاب و چگونگی شکل گیری انها

ابتدا باید در میان احزاب تفاوت های بزرگی قائل شد. بعضی از کشورها آن چنان وسیع هستند که اقوام مختلف آن گرچه همه تحت تسلط حاکمیت واحدی قرار گرفته اند، ولی دارای چنان منافع متفاوت و گاه متضادی هستندکه وجود اختلاف در میان آنها امری دائمی است. این گونه تفاوتها و تضادها در یک کشور، نمی توان حزب به معنای خاص کلمه دانست؛ بلکه آنها ملتهای جدا از هم هستند، به طوری که اگر در میان آنها یک جنگ داخلی آغاز شود، جنگ آنها از صورت مبارزه بین دستجات مختلف یک ملت خارج شده و حالت جنگ میان دو دولت متخاصم را پیدا می کند.

ولی اگر اختلافات بین افراد یک ملت در اموری باشد که افراد متفاوت در آن مملکت به یک اندازه در آن سهیم باشند – به عنوان نمونه می توان اختلافاتی را که بین افراد یک ملت بر سر اصول حکومت ظاهر می شود را ذکر کرد – در چنین شرایطی افراد یک ملت بر سر اصول حکومت ظاهر می شود را ذکر کرد – در چنین شرایطی تشکلی که می توان بر آن نام حزب اطلاق کرد، ایجاد کرد. احزاب دارای نقایص اجتناب ناپذیر و غیر قابل تفکیک حکومت های آزاد هستند؛ ولی همیشه و در زمانهای مختلف خصوصیات و مشخصات واحدی ندارند.

در تایخ ملتها دورانی فرا می رسد که به دلیل آشفتگی مفاسد بزرگ در اساس سیاسی اندیشه ها، یک سلسله تغییرات کلی و دامنه دار در ضمیر مردم کشور پدیدار می گردد. زمانی نیز هست که ناراحتی های ریشه دار در درون آنها شکل می گیرد و گاهی نیز این ناراحتی ها ریشه دارتر و عمیقتر می شود و تغییر وضع اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد. در مواقع اخیر است که انقلابات و احزاب بزرگ ایجاد می شود. در فواصل این دوران آشوب و ناراحتی دورانی نیز وجود دارد که جوامع درحال آرامش بسر می برند و به ظاهر چنان است که گویی در این دوران بشریت نفس خود را تازه می کند، درحالی که فریب ظاهر را نباید خورد؛ زیرا زمان هرگز نه برای ملتها و نه برای افراد از حرکت نمی ایستد، ملتها و افراد هر روز به جانب آینده ای که خود بر آن آگاه نیستند پیش می روند و در همان ادواری که جوامع در نظر ما ساکن و بی حرکت جلوه می کنند در حقیقت ساکن و بی حرکت نیستند، بلکه این ما هستیم که قادر به تشخیص حرکت آنان نبوده ایم، آنها که راه می روند در نظر کسانی که می دوند، ساکن و بی حرکت جلوه می کنند.

در هر حال در حیات ملتها دورانی وجود دارد که در اساس و اوضاع اجتماعی تحولات چنان آهسته و نامحسوس است که افراد در این گونه جوامع گمان می کنند به یک وضع نهائی دست یافته اند و فکر بشربه تصور اصول ثابت و مسلمی دست یافته است آرام می گردد و نظر خود را به افق مشخص و محدودی متمرکز نموده و از آن دورتر نمی برد.

این گونه ادوار در تاریخ ملتها دوران تحریکات و زدوبندها و تشکیل احزاب کوچک است، به عقیده من احزاب بزرگ احزابی هستند که به اصول بیشتر از نتایج حاصله از آن توجه دارند و نظر خود را از موارد جزئی به مسائل کلی بیشتر معطوف می سازند، و بیشتر از آنکه به اشخاص توجه کنند اصول را در نظر می گیرند. معمولا این گونه احزاب در مقام مقایسه با احزاب دیگر دارای خصایص عالیتر و علایق و هیجانات شریف تر و معتقدات واقعی تر بوده و رفتار و اعمال آنان توام با جسارت و صراحت بیشتری می باشد. در این احزاب منافع شخصی که نقش بزرگی در فعالیتهای سیاسی به عهده دارد فدای منافع عمومی می شود و حتی در پاره ای موارد کارگردانان و موجدین این گونه احزاب منافع خصوصی را فراموش می کنند.

احزاب کوچک به عکس دارای هیچ گونه معتقدات سیاسی نیستند و چون هدفهای عالی و مقاصد بزرگی که در آنان ایجاد علاق شدید نماید، در میان نیست، همیشه نشانه هایی از خود خواهی در اعمال آنها آشکار و نمایان است. از افکار و عقایدی دفاع می کنند که خود بدان معتقد نیستند. در بیان لحنی شدید و قاطع دارند ولی در عمل سست و در تردید به سر می برند. وسایل و ابزار کار آنان مانند مقاصدشان پست و حقیر است، از این رو زمانی که به دنبال یک انقلاب بزرگ دوران آرامش و سکون پدیدار می گردد، به نظر می رسد که یکباره همه مردان بزرگ از صحنه اجتماع ناپدید و افکار جلال و عظمت خود را از دست داده اند. احزاب بزرگ موجبات دگرگونی جامعه را فراهم می نمایند؛ ولی احزاب کوچک جامعه را فاسد و تباه می کنند. احزاب بزرگ اغلب با تغییر شکل و ایجاد درگرگونی، جامعه را از سقوط نجات می دهند ولی احزاب کوچک و بی ثمر جامعه را متزلزل می کنند.

امریکا دارای احزاب بزرگی بود که امروز دیگر وجود ندارند. گرچه امریکا از این احزاب سعادتهای بزرگی تحصیل نموده ولی ثمرات معنوی زیادی از آن نبرده است.

منبع : Democracy in America ( دموکراسی در امریکا نوشته الکسیس دو توکویل )

پا نوشت : با توجه به اینکه ما در دوران آرامش پس از انقلاب هستیم، تحلیل من به استناد این نوشتار از الکسیس دو توکویل این است که زمانه تشکیل احزاب کوچک در ایران شروع شده است و ما هرچقدر که به جلوتو برویم و تنش های داخلی در سیاست کشور بین دو گروه سیاسی بزرگ کشور اصلاح طلب و اصولگرا بالا بگیرد، میتوان امیدوار بود که از تنش و میان کنش این دوجریان سیاسی و ایجاد یک حس تغییر در درون اجتماع ایران، دو حزب بزرگ شکل بگیرند که بتوانند به سیاست کشور جهت اصولی بدهند، البته نمی توان آینده را پیش بینی کرد و بر حتمی بودن این امر تاکید وریزد.