مصادیق در قامت احزاب
حمید مظاهری راد
گاهی جریان سازی ها بقدری ماهرانه صورت می پذیرد که تشخیص سره از ناسره براحتی امکان پذیر نمی گردد.هدف نگارنده ازاین گفتاراشخاص و احزاب معینی نبوده و در آن مسائلی بصورت کلیات جهت آسیب شناسی برخی از قضایا طرح گردیده است.اغلب در جریانات مصداقهایی تقریبا موجه که در مواردی حتی قرابتی با جریانات ندارند مطرح گردیده و شعارهایی زیبا بسته به شرایط زمانی و مکانی بقدری دقیق طراحی میگردد که شعور دانایان را نیز تحت الشعاع خویش قرار میدهد.همیشه عنوان نموده ام که اگر در پشت مصداقها جریاناتی مستتر نباشند قابل اعتنا و احترامند.شما در طول 32 سال پس از انقلاب از همان اوان وقتی دقت نمائید ملاحظه می نمائید که جذاب ترین لعابها در صحنه سیاست داخلی کشور بیشترین تاثیرگذاری را داشته و از میان چهره های موجه مصادیقی انتخاب و در صحنه رقابت داخلی عرضه گردیده اند تا هدفی را دنبال نمایند.چنانچه قبلا گفته ام بدلیل عدم حضور احزاب قدرتمند اشخاص بیشترین اثربخشی را در صحنه معادلات سیاسی ایفا نموده و شعار جای شعور را پر نموده و متاسفانه محوریت امر را عهده دار بوده است.اشخاص طوری کاریزما شده اند که برنامه محوری به کل از اذهان به کناری رفته و مصادیق تعیین کننده بوده اند.عوض اینکه به مصادیق در حد نماد برنامه ها و برترین فرد جهت اجرای چشم اندازها توجه و نگریسته شود آنانرا بقدری بالا می بریم که تصور هرگونه خطایی از ایشان مشکل میگردد طوریکه با شکسته شدن باورهای سابق هزینه ای که کرده ایم به گونه ای آزارمان میدهد که در خصوص لیدر جریان متاسفانه از آن طرف بام می افتیم و او را بقدری تخریب کرده و زمین می زنیم که بداخلاقی به هنجار جامعه مبدل میگردد.بهترین علاج واقعه در خصوص رفع مشکل آنستکه احزابی قدرتمند با برنامه های روشن و مدون و پاشخگو با شفافیت بسیار بالا و انتقاد پذیر و منعطف شکل گیرند و صادقانه(که البته در دنیای سیاست تقریبا غیرممکن میباشد) در جهت اجرای برنامه خویش تلاش نمایند طوریکه نخواهند و نتوانند در آستانه انتخابات با شعاری غیر مرتبط با اهداف و برنامه هایشان ظهور یافته و در کل با فریب نقش آفرینی کنند.دهها مورد از این دست مصادیق در سالهای گذشته ظهور یافته اند که در مواردی به شعار خویش کوچکترین اعتقادی نداشته و به حسب شرایط مطرح گردیده اند.قبلا در مقالات خویش به کرات از اشخاصی سخن گفته ام که در سیستمی قرار میگیرند که اعتقادی به آن ندارند.سبب حذف ملی گرایان بوده اند و خود شعار ملی گرایی سر میدهند.با کسانی متحد میشوند که کمترین اشتراکی با آنان چه در اهداف و چه در رویکردها ندارند.بنی صدر قبل از انتخاب شدن بعنوان رئیس جمهور کوچکترین قرابتی با سازمان مجاهدین خلق (منافقین)نداشت و نهضت آزادی را نیز قبول نداشت ولی با ائتلافی استراتژیک و برای مقاصدی ویژه به آنان نزدیک گردید و سبب رقم خوردن حوادث بعدی گردید.
دکتر حمیدمظاهری راد فعالترین وبلاگ نویس تبریزی با یکصد وب سایت در زمینه های مدیریتی سیاسی ادبی فرهنگی هنری ورزشی علمی اجتماعی تاریخی عرفانی گردشگری و...